تبليغاتX
کم کم درخت می شوم
کم کم درخت می شوم
عشق اگرسجاده اش را وا کندروی دلی/بی گمان روحی که یخ بسته است جاری می کند 
قالب وبلاگ
dc4tey6nb0ysyfqys0vc.jpg


آیا میدانستید که فارابی ترکمن است؟


ادامه مطلب
[ 91/02/28 ] [ ] [ یداله صحنه ] [ ]

 

داستانی از کلیله و دمنه به زبان ساده و روان(دوستان صمیمی)


ادامه مطلب
[ 91/02/19 ] [ ] [ یداله صحنه ] [ ]

تقدیم به اولین معلم و استادم:مرحوم صفر پورقاز 

که هر نگاهش دفترصدبرگ تربیت بود.

لطفا ادامه مطلب را کلیک کن


ادامه مطلب
[ 91/02/12 ] [ ] [ یداله صحنه ] [ ]

برای دیدن تصویر اصلی در صفحه جدید کلیک کنید.

منبع:http://www.bayragh.ir

لطفا ادامه ی مطلب را کلیک کن


ادامه مطلب
[ 91/02/06 ] [ ] [ یداله صحنه ] [ ]

حرف دل دوست عزيزمان"تاياق" درباره حذف وبلاگ حاضرجواب

                                                      (http://tajdordy.blogfa.com)

آقای صحنه با سلام .
حذف وبلاگ ترکمنی پرمحتوی و شاد (حاضر جواب ) از دنیای مجازی جدا ضایعه روحی به خوانندگانش در دنیای واقعی است . این وبلاگ با شخصیت طنزی تاج دردی، دلهای خوانندگان را بدست آورده بود . این وبلاگ توانست از تاج دردی یک شخصیت مثبت و فراگیر بسازد که به تمامی ترکمنها تعلق دارد . تاج دردی که در وبلاگ حاضر جواب است دیگر آن تاج دردی نانوا نیست بلکه یک طنز پردازی است که به تمامی ملت ترکمن تعلق دارد، هیچکس نمی تواند ادعا ی انحصاری کند. چون هنر به مردم تعلق دارد و این مردم صاحبان اصلی آن هستند .نمی توان آنرا براحتی حذف کرد ، البته حذف وبلاگ تاج دردی مانع قانونی نداشته ، تنها سوء تفاهمهای شخصی می تواند باشد که این دوستان باید بخود آمده و درخواست حذف آن را نكنند . وبلاگ حاضر جواب جزء وبلاگهای معتبری است که در میان ترکمنها جایگاه خاصی دارد . و با شیوه نگارش  خاص خود در قلبها جا گرفته است . چیزیکه شخصیت تاج دردی را دوست داشتنی میکند ، صداقت و ساده گویی آن است . تاج دردی با عکس العمل به موقع خود نسبت به رویدادهای اطراف توانست بسیاری از مسائل ترکمنها را وارد ادبیات کند . و دوستان محترم باید بدانند ، چیزیکه وارد ادبیات میشود ماندگار است و هرگز نمی میرد.
(كلن، چهارشنبه 23 فروردین1391 ساعت:۳۲/۲۳)

دوستان خواننده نظرشما دراين باره چيست؟

[ 91/01/24 ] [ ] [ یداله صحنه ] [ ]
[ 91/01/19 ] [ ] [ یداله صحنه ] [ ]

 

 دراحوالات شیخ ابولسعید آمده است که در ولایت ایشان  شاهی بی تدبیر و کم خردی زندگی می کرد. روزی بر آنها خشکسالی بیامد، قحطی بشد، اموال و دارایی هایشان غارت گشت، اجناس گران شد، و فساد بیداد کرد. مردم جمع شدند و گفتند : یا شیخ فکری به حال ما کنید که این شاه هر شب جگر های ما را با چاقوی بی تدبیری هایش کباب می کند و می خورد. شیخ ما اندکی فکر کرد و سپس بفرمود که به نشانه اعتراض به این وضع 3 دقیقه سکوت پیشه کنید.

مردم داد بر آوردند که این چه تدبیری است ؟ یا شیخ ما را گرفته ای ؟ ...

فردای آن روز شاه ولایت در میدان آمد و کلی سخنرانی کرد که این رعیت های پدرسوخته با 3 دقیقه سکوتشان به ما اعتراض کردند. ای انسان های نمک ناشناس، ای که خاک به گورتان کنند...

مردم دوباره گرد شیخ جمع آمدند، که یا شیخ چه کنیم ؟ مگر ندیدی که این شاه چگونه بر ما توهین بکرد ؟ هر چه فحش فانوسی و ناموسی از حلقومش در آمد بر ما نثار کرد.

شیخ پس از ساعت ها مراقبه و مکاشفه و تفکر سر از گریبان بیرون بیاورد و بگفت : سکوت کنید، که جواب ابلهان خاموشی است. فردای آن روز مردم در مقابل شاه سکوت بکردند و هیچ نگفتند. شاه گفت : چگونه در مقابل من سکوت می کنید ؟ آیا مرا ابله فرض کرده اید ؟ که در جواب من خاموش می مانید ؟ خودتان ابلهید ... دیوانه ها... سپس شاه سکته ای بکرد و در بستر بیافتاد .

مردم دوباره برای چاره اندیشی نزد شیخ ما آمدند و گفتند چه کنیم ؟ شیخ سبیل خود را بچرخاند و ریشش را دستی کشید و گفت : سکوت کنید. که سکوت علامت رضایت است.

مردم به بستر شاه رفتند. شاه گفت : می بینید خدایتان به چه روزی افتاده است ؟ شما مردمانی بس نادانید. چگونه در این سختی به جای اینکه با من باشید بر من هستید ؟ ... مردم سکوت کردند. شاه گفت : یعنی شما از اینکه من در بستر افتاده ام و مرگ مرا می بینید راضی هستید ؟ مردم غرق در سکوت بودند. شاه سکته ای دیگر بکرد و دار فانی به قصد اون دار دیگر وداع گفت.

روز بعد مردم نزد شیخ آمدند و به پاس خدماتی که در حق آنها کرد از وی در خواست کردند که رهبری یا همان پادشاهی سابق را بر عهده بگیرد. شیخ هیچ نگفت و سکوت بکرد.  

 

[ 91/01/11 ] [ ] [ یداله صحنه ] [ ]
سایت دانوش منتشر کرد:

از زنانی که شبیه تو نیستند( مجموعه شعر)محمد لوطیج

http://danoush.ir

 

[ 91/01/04 ] [ ] [ یداله صحنه ] [ ]

  

آق قلا- ۲۹/۱۲/۹۰

آق قلا- ۲۹/۱۲/۹۰

 

آق قلا- ۱/۱/۹۱

آق قلا- ۱/۱/۹۱

آق قلا- ۱/۱/۹۱

آق قلا- ۱۲/۱/۹۱

آق قلا- ۱۲/۱/۹۱

آق قلا- ۱۲/۱/۹۱

[ 90/12/28 ] [ ] [ یداله صحنه ] [ ]

 

شعر مادر  از فریدون مشیری

تاج از فرق فلک برداشتن ،

جاودان آن تاج  بر سرداشتن :

در بهشت آرزو ره یافتن،

هر نفس شهدی به ساغر داشتن،

روز در انواع نعمت ها و ناز،

شب بتی چون ماه در بر داشتن ،

صبح از بام جهان چون آفتاب ،

روی گیتی را منور داشتن ،

شامگه چون ماه رویا آفرین،

ناز بر افلاک اختر داشتن،

چون صبا در مزرع سبز فلک،

بال در بال کبوتر داشتن،

حشمت و جاه سلیمانی یافتن،

شوکت و فر سکندر داشتن ،

تا ابد در اوج قدرت زیستن،

ملک هستی را مسخر داشتن،

برتو ارزانی که ما را خوش تر است :

لذت یک لحظه "مادر" داشتن !

[ 90/12/26 ] [ ] [ یداله صحنه ] [ ]
عروض و قافیه در شعر فارسی

وزن شعر در زبان فارسی، مانند زبان های عربی، سانسکریت، یونانی و لاتین بر پایهٔ کمیت صداهای ادا شده قرار دارد.

 

ادامه ی مطلب را کلیک کن
[ 90/12/21 ] [ ] [ یداله صحنه ] [ ]
 

بالاخره جلسه نفس گیر دفاع از پایان نامه ام در مقطع کارشناسی ارشد، رشته ي زبان و ادبيات فارسي  با عنوان « بررسی تطبيقي صور خيال در اشعار مختومقلي فراغي و حافظ شيرازي» كه با راهنمایی استاد محترم دکتر طواق گلدي گلشاهي و با مشاورة دکتر محمد علي خالديان و به داوری دکتر مقصودلو صورت گرفته  بود با موفقیت به پایان رسید.

جلسه دفاع از پایان نامه راس ساعت 45/5 بعدالظهر،  مورخ 24/11/1390 با كمي تأخير با حضور اساتید محترم راهنما و مشاور و داور و چند تن از اساتيد و دوستان و همكلاسي هايم شروع شد و حدود يك ساعت و يك ربع تمام به طول انجامید! پس از سخنراني  دكتر طواق گلدي گلشاهي  نوبت بنده  بود كه به علت ضيق وقت در عرض 16 دقيقه حرف هايم را گفتم و سپس داور اينجانب ، دكتر مقصودلو نقاط قوت و ضعف بنده را بر شمردند و در پايان سخنانشان ، قبل از شور و مشورت خصوصي اساتيد،  ايشان  نمره ي بنده را 18 اعلام كردند و باعث خوشحاليم شدند.

پس از پاسخگویی به سؤالات استاد محترم داور، در نهایت بعد از شور و مشورت خصوصی اساتيد، پایان نامه  بنده  با نمره ۱8 و با «درجه عالی» ارزشیابی شد که جا دارد از تمام اساتید محترم تشکر و قدر دانی نمايم . ارزیابی عالی از پایان نامه ام تمام خستگی ترم آخر را از تنم زدود . 2نمره از 20 نمره پايان نامه ، مربوط به چاپ مقالات در مجلات علمي –  پژوهشي بود كه بنده توانستم گواهي  چاپ دو مقاله ، يكي از ارشاد اسلامي استان گلستان و ديگري را از مجلة ترکمن های افغانستان دريافت دارم كه پس از بررسی دايرة تحصيلات تكميلي دانشگاه نمره ی نهایی بنده ۹۰/۱۹ ثبت شد.

اين را هم بگويم كه استاد داور كه ظاهراً آدم سختگيري بود ، قلب بسيار رئوفي داشت كه هر بار كه نقاط ضعف و قوت بنده را گوشزد مي كردند پسوند جان به اسمم مي افزود و مي گفتند:" من دوستت دارم ، به اين خاطر اينو ميگم " و به علت قلب رئوفشان پس از خاتمة جلسه، بنده را به حضور خود خواستند و در روي سن دفاع، روبوسي كردند كه به اندازه ي هزار تا 18 برايم ارزش داشت. در پايان ، دكتر فلاح به مزاح  فرمودند : " بنده فكر مي كردم  ابراز علاقة دكتر مقصودلو به صحنه ، مجاز به علاقة تضاد است ولي ديديم كه واقعاً حقيقت داشت."

   شب دفاع واقعاً شب به ياد ماندي بود . شب قبل از دفاع از غصه خوابم نبرد و شب بعدش از شوق . من اكنون با ابراز علاقة اساتيدم ، تمام سختي هاي دوران ارشد را فراموش كردم.

 به اميد روزي كه از تز دكترا دفاع كنم. انشاالله!

 این گزارش را در وبلاگ گذاشتم تا هر وقت چشمم بهش افتاد تجدید خاطره بشه.فقط همین. 

 

[ 90/11/27 ] [ ] [ یداله صحنه ] [ ]
 

ادبیات تطبیقی و ویژگی‌های ادبیات معاصر

 


ادامه مطلب
[ 90/11/20 ] [ ] [ یداله صحنه ] [ ]
 

تأثیر پذیری حافظ از خواجوی کرمانی


ادامه مطلب
[ 90/10/20 ] [ ] [ یداله صحنه ] [ ]

برای دیدن تصویر اصلی در صفحه جدید کلیک کنید.

ربوده شدن یک مهندس ایرانی ترکمن در سوریه (عبدالخالق صحنه)

به گزارش خبرنگار پایگاه اطلاع رسانی دانشجویان و دانش آموختگان ترکمن ایران، در آذر ماه سالجاری پنج نفر از کارکنان ایرانی شاغل در نیروگاه سیکل ترکیبی جندر سوریه در منطقه حمص روز 29 آذر ماه سالجاری در مسیر محل اقامت استیجاری خود به سمت نیروگاه توسط گروه های ناشناس ربوده و ناپدید شدند.
دو نفر از دیگر از کارکنان شرکت به نام های پژمان بویری (مهندس برق و سرپرست کارگاه احداث پست نیروگاه) از شرکت پارسیان پست و عبدالخالق صحنه (کارشناس HSE و ترکمن) از کارکنان شرکت احداث و توسعه نیروگاه های سیکل ترکیبی مپنا هم که به منظور پیگیری از وضعیت 5 نفر یاد شده مراجعه کرده بودند هم ربوده شده و تاکنون اطلاعی از آنها در دست نیست.

منبع:http://www.turkmenstudents.com/
[ 90/10/12 ] [ ] [ یداله صحنه ] [ ]
 

وزن هجايي در شعر تركمن/شهروز آق اتاباي


ادامه مطلب
[ 90/10/11 ] [ ] [ یداله صحنه ] [ ]
[ 90/10/01 ] [ ] [ یداله صحنه ] [ ]
[ 90/09/29 ] [ ] [ یداله صحنه ] [ ]
 

خطای مغز

در این شکل شما سه تصویر میبینید. تصویر وسط مشکی و تصاویر چپ و راست رنگی . تصویر راست از راست به چپ میچرخد و تصویر چپ از چپ به راست نکته جالب این است که اگر تصویر مشکی وسط را همزمان با یکی از تصاویر چپ یا راست نگاه کنید با همان تصویر و به همان جهت میچرخد.

اشتباه نکنید این خطای دید نیست خطای مغز است. همان مغزی که باورهای ما را میسازد باورهایی که دودستی به آنها چسبیده ایم. گاهی باورهای ذهنی ما چیزی بیشتر از عادت های فکری مان نیست.

منبع:http://raufs.blogfa.com (وبلاگ رئوف صحنه)

[ 90/09/22 ] [ ] [ یداله صحنه ] [ ]

 


بر حكايه و تركمن يگيت لره بر نصيحت
بر وقت ده بر آوچى بر كيجى-جيك سرچه يالى غوش توتيبدير، سونگ اول غوش آوچى نينگ اليندن آزاد بولجاق بوليب ، شول آوچا غاراب ! اگر سن منى غويبرسنگ من سانگا اوچ درس ( سابق) بره-يئن ديبدير! آوچى بوليور ديئب غوشى آزاد ادنده ، غوش اوچوب يوقارراق غاليب ! اى آدم هميشه اوچ زادى يادينگده توت ؛ بيرى الينگ يتمه-جك يره الينگ اوزادمه، و ينه عقله گيلمه-جك مُحال زاده هيچ هاچان تصديق اديب اينانما، و نقد بارقا نسيانى آلمه! ديئبدير ، سونگ بو آدامى سيناجاق بوليب امتحان اوچين ، اى بيچاره آدم منى غويبرادينگده؟ كاشكه! آزاد ادمه-ديك بولسنگ تى! منينگ-آ جوغدانيمده بر غيسيم جواهر ياغشى داشلردن بارتى اونى آليب ساتارتينگ و اوزومى بر لقمه طعام ادرتينگ ديئنده، آوچى برخيل بوليب آلانگساب ، غوشى توتجاق بولوبدير شونده اول غوش ! اى نادان الينگ يتمه-جك يره اوزادمه ديديما سانگا! ايندى من الينگ...دن چيقديم اوچديم منده غانات بار، اونسونگ هم من اوزوم برسقيم پر كيجيك بر غوش بولسم منينگ جوغدانيمه بر غيسيم داش ناديب سيغار؟ سيغسا بر ناچه ساناق دانه سيغار دا! سن محال كپلره ناديب اينانجاق؟ اگر عقلينگ بولسه من الينگده بر نقد لقمه تيم منى شو وقت الينگدن آزاد ادمه-سنگ تى، ايندى پشمان ادمه ديئب نصيحت بريبدير.

شونينگ يالى عزيز دوست لر بزينگ هم اليميزده شو عصرتكنولوجى و قيمت بهاء وقت نقد لقماميز دور خوصوصاً قدرلى تركمن يگيت لر ايشده و اوقوده سيزلره شو وقت بر اولى فرصت دير بو فرصتى زايالامانگ، اللرينگيزى يتمه-جك يرلره اوزادمانگ، و هر مُحال زاد لره ايشانيب ايشينگيزدن و اوقونگيزدن غالمانگ!بز تركمن لر كان ملّت لردن ايزده غاليب ديرس! ايندى سيز يگيت لر شو دوورده، تكنولوجى سهولت لر دن استفاده اديب فايدالانيب تركمنى هم اوسن و ترقى ، تطور ادن ملّت لرينگ دنگينه غوشجاق بولونگ ، اوزلرينگيزى تانيب تركمن بولانگيزه فخرلانينگ.

منبع سی:http://yeget.blogfa.com/author-yeget.aspx?p=1

[ 90/09/13 ] [ ] [ یداله صحنه ] [ ]
 

معانی و بیان 2

 


ادامه مطلب
[ 90/09/11 ] [ ] [ یداله صحنه ] [ ]
 

پست مدرنیسم چیست؟

منبع:

http://wikipages.persianblog.ir


ادامه مطلب
[ 90/09/11 ] [ ] [ یداله صحنه ] [ ]
[ 90/09/10 ] [ ] [ یداله صحنه ] [ ]
 

مکتب های ادبی و هنری

 


ادامه مطلب
[ 90/09/06 ] [ ] [ یداله صحنه ] [ ]
 

علم عروض و وزن شعر فارسی


ادامه مطلب
[ 90/09/06 ] [ ] [ یداله صحنه ] [ ]
 

اِستعاره:اصطلاحى درعلم بيان،نوعى مجازلغوى باعلاقه مشابهت


ادامه مطلب
[ 90/09/03 ] [ ] [ یداله صحنه ] [ ]
[ 90/08/25 ] [ ] [ یداله صحنه ] [ ]

اگر خدا هست پس .....؟

مردي براي اصلاح مویش به آرايشگاه رفت.درحین كار گفتگوي جالبي بين آنها در مورد خدا صورت گرفت.آرايشگر گفت:من باور نميكنم خدا وجود داشته باشد.مشتري پرسيد چرا؟ آرايشگر گفت : كافيست به خيابان بروی و ببيني مگر مي شود با وجود خداي مهربان اينهمه مريضي و درد و رنج وجود داشته باشد؟مشتري چيزي نگفت و از مغازه بيرون رفت.به محض اينكه از آرايشگاه بيرون آمدمردي را در خيابان ديد با موهاي ژوليده و كثيف با سرعت به آرايشگاه برگشت و به گفت:مي داني به نظر من آرايشگر ها وجود ندارند.مرد با تعجب گفت :چرا اين حرف را ميزني؟من اينجاهستم و همين الان موهاي تو را مرتب كردم.مشتري با اعتراض گفت:پس چرا كساني مثل آن مرد بيرون از آريشگاه وجود دارند؟آرايشگر ها وجود دارند فقط مردم به ما مراجعه نميكنند .مشتري گفت دقيقا همين است.خدا وجود دارد فقط مردم به او مراجعه نمي كنند!براي همين است كه اينهمه درد و رنج در دنيا وجود دارد.

منبع:http://barannn.blogfa.com/

[ 90/08/23 ] [ ] [ یداله صحنه ] [ ]
 

پارادوکس

 درغزلیات حافظ


ادامه مطلب
[ 90/08/20 ] [ ] [ یداله صحنه ] [ ]
[ 90/08/11 ] [ ] [ یداله صحنه ] [ ]
.: Weblog Themes By Pichak :.

درباره وبلاگ

به اين اميد كه
1) هميشه درحال رشد باشم 2) در فصل هاي سرد به سبزشدن اميدوار باشم 3) بارورشوم 4)سايه افكنی کنم ، عنوان " كم كم درخت مي شوم" را براي وبلاگم برگزيدم.
خلاصه کلام این که:
عشق اگرسجاده اش را وا کند روی دلی
بی گمان روحی که یخ بسته است جاری می کند
لینک دوستان
امکانات وب
<