تبليغاتX
کم کم درخت می شوم
شعروادبيات

قورباغه ها
روزی از روزها گروهی از قورباغه های کوچیک تصمیم گرفتند که با هم مسابقه دو بدهند.
هدف مسابقه رسیدن به نوک یک برج خیلی بلند بود .جمعیت زیادی برای دیدن مسابقه و تشویق قورباغه ها جمع شده بودند ...

 مسابقه شروع شد....

راستش کسی توی جمعیت باور نداشت که قورباغه های به این کوچیکی بتوانند به نوک برج برسند .

شما می تونستید جمله هایی مثل اینها را بشنوید :

"اوه,عجب کار مشکلی !!"

" اونها هیچ وقت به نوک برج نمی رسند ."

یا:

" هیچ شانسی برای موفقیتشون نیست.برج خیلی بلنده !"

قورباغه های کوچیک یکی یکی شروع به افتادن کردند ...

بجز بعضی که هنوز با حرارت داشتند بالا وبالاتر می رفتند ...

جمعیت هنوز ادامه می داد,"خیلی مشکله!!!هیچ کس موفق نمی شه !"

و تعداد بیشتری از قورباغه ها خسته می شدند و از ادامه دادن منصرف...

ولی فقط یکی به رفتن ادامه داد بالا, بالا و باز هم بالاتر ...

! این یکی نمی خواست منصرف بشه !

بالاخره بقیه ازادامه ی بالا رفتن منصرف شدند.به جز اون قورباغه کوچولو که بعد از تلاش زیاد تنها کسی بود که به نوک رسید !   

بقیه ی قورباغه ها مشتاقانه می خواستند بدانند او چگونه این کا ر رو انجام داده؟   

  اونا ازش پرسیدند که چطور قدرت رسیدن به نوک برج و موفق شدن رو پیدا کرده؟

و مشخص شد که برنده ی مسابقه کر بوده!!!

نتیجه ی اخلا قی این داستان اینه که: هیچ وقت به جملات منفی و مأیوس کننده ی دیگران گوش ندید... چون اونا زیبا ترین رویا ها و آرزوهای شما رو ازتون می گیرند--چیز هایی که از ته دلتون آرزوشون رو دارید ! همیشه به قدرت کلمات فکر کنید. چون هر چیزی که می خونید یا میشنوید روی اعمال شما تأثیرمیگذاره

پس :

همیشه مثبت فکر کنید!

و بالاتر از اون کر بشید .هر وقت کسی خواست به شما بگه که به آرزوهاتون نخواهید رسید !

و همیشه باور داشته باشید :

ما همراه خدای خود همه کار می توانیم انجام دهیم.

شما چه می گویید؟


+ نوشته شده در  88/07/24ساعت   توسط  یدالله صحنه  | 
 

سنگی که طاقت ضربه های تیشه را ندارد تندیس زیبایی نخواهد شد.

 


+ نوشته شده در  88/07/02ساعت   توسط  یدالله صحنه  | 
 آقاي عزيز!
بدون هيچ مقدمه اي به شما بگويم که نامه تان مرا بي اندازه شادمان کرد. شادي من از دريافت نامه ي شما علل بسيار دارد و آخرين آن عطف توجهي است که به شعر من «از زخم قلب آمان جان» کرده ايد ... هيچ مي دانيد که من اين شعر را بيش از ديگر اشعارم دوست مي دارم؟ و هيچ مي دانيد که اين شعر عملاً قسمتي از زندگي من است؟
من تراکمه را بيش از هر ملت و هرنژادي دوست مي دارم، نمي دانم چرا. و مدت هاي دراز در ميان آنان زندگي کرده ام از بندر شاه تا اترک.
شب هاي بسيار در آلاچيق هاي شما خفته ام و روزهاي دراز در اوبه ها ميان سگ ها، کلاه هاي پوستي، نگاه هاي متجسس بدبين، دشت هاي پر همهمه ي سرسبز و بي انتها، زنان خاموش اسرارآميز و زنگ هاي تند لباس ها و روسري هايشان، ارابه و اسب هاي مغرور گردنکش به سر برده ام.

لطفا ادامه مطلب را كليك كنيد
ادامه مطلب...

+ نوشته شده در  88/06/24ساعت   توسط  یدالله صحنه  | 

ا...

اِدِن گورمان، گونا مانگا ياپيـــلدي

قولاغلاريم قوري سـوزدن قاپيلدي

 

آرآلدي قانلي دن، بيري، مونگا باق:

گزيپ يوران ايــــتا ايه تاپيـــلدي


+ نوشته شده در  88/06/10ساعت   توسط  یدالله صحنه 

                                                     با تو مي توان...

خانه ي ما  بي چــراغ شد

بي تو دلــم درد وداغ شد

 

 زمهـــريرزرد بي كــسي

قســمت امـــروز باغ شد

 

بي حضـــــور آسـمان تو

كم كم اين دلم كـلاغ شد

 

زهرنوش مي شود درخت،

شـاخه ها كه جاي زاغ شد

 

با تو مي توان غـزل نوشت

با تو مي توان چـراغ شــد

 

آق قلا-شهریور۸۲ 


+ نوشته شده در  88/05/28ساعت   توسط  یدالله صحنه  | 
 

   

 

   د.....

دوغريسی؛ تر گل ام سولماقي مومكين

روح ام قارا كئردن دولمـــاقي مومكين

 

 هرآداما ولین ايسی بار ديسنگ

اوزبورنينگدا عایيب بولمــــــاقي مومكين

 


+ نوشته شده در  88/05/16ساعت   توسط  یدالله صحنه  | 
 

 

بهاربيست                   www.bahar-20.com

شاعر عیدی اونق نیز وارد عرصه ی وبلاگ نویسان شد.

با لینک این وبلاگ http://aydyshahir.blogfa.com می توانید درزمینه شعر وادبیات ترکمنی با او بحث وتبادل نظر نمایید. 

پیروز باشید!

بهاربيست                   www.bahar-20.com


+ نوشته شده در  88/05/06ساعت   توسط  یدالله صحنه 

 

آيدي هايم توسط يكي از آشنايان اينترنتي كه نمي خواهم اسمش فاش شود، هك شد. لذا از تمامي دوستاني كه آيدي هاي بنده در اد ليست هايشان موجود مي باشد ، خواهشمندم تا اطلاع ثانوي به آيدي های  

M_sahra2000 +  m_sy49

  پيغام نگذارند،تا احيانأ باعث رنجش خاطر آن ها از طرف هكر مريض نشود.

تغييرات را به اطلاعتان خواهم رساند.

خدا نگهدارتان


+ نوشته شده در  88/05/01ساعت   توسط  یدالله صحنه  | 
 

                                      آوار ستم                                     

 

 

يك نفر در خانه اي ويرانــــه تنـــــــها مانده اســـت

يك نفر در زير آوار ستـــــــــــــــم جا مانده اســـت

 

موج برموداي دل در سيـــــــــــــــنه ام پرواز كرد

كشتي چشــــمان مـــــــن در قعر دريا مانده اســـت

 

چهره ي وامانده درآن سوي من غمــــگين تراسـت

مُهردرد اســـــت آن به رويم آشــــكارا مانده اســت

 

ميل ونفرت،عشق واحساسي كه درمن ريشه داشت

دردهان مرگ و وحشت بي محـــــــــابا مانده است

 

پشت شیشه،او-همان احساس پوچ وبی کسی

مثل مـــــــــن با لحظه ها در فكر فردا مانده اســت

 

يك نفر با آفـــتاب يخ زده تحلــــــــــــــــــــيل رفت

آن منم بالحــــظه هايي خسته، سرپا مانده اســت

 

تك درخت روبرويم شــــــــــــــــاهد اين ماجراست

تا طلوع سايه او هم در تمــــــــــــــــاشا مانده است

 

عشق را پژمرده كرد وشــــــــــــــعر را افسرده تر

زخم ديريني كه در قلـــــــــــــــبم شكوفا مانده است

آق قلا ۲۰/۸/۸۱


+ نوشته شده در  88/04/07ساعت   توسط  یدالله صحنه  | 

 

غاريب دردي

من غاريبينگ اوغلي،غاريب منگ اوغليم

 غاريب دردي اولكاميزدا يونگ، اوغليم!

 

پيلان بايا تاي بولماسانگ عاييب دال

دورميشينگدا بير مرد كمين اونگ، اوغليم!


+ نوشته شده در  88/03/27ساعت   توسط  یدالله صحنه  | 

ماغتیمغولی نگ مزاری نینگ باشیندا

برای مشاهده متن شعر و لینک صدا اینجا  کلیک کنید

Türkmen dilinde goşgy, Dr.A. Düýeji: Mağtymgulyň Mazarynyň Başynda

                                   با صدای دکتر عبدالرحمن دیه جی

                                      منبع:http://www.drdieji.blogfa.com


+ نوشته شده در  88/03/12ساعت   توسط  یدالله صحنه  | 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 ‌گزارش کنفرانس بین المللی مختومقلی در گوتنبرگ

 

جهت مشاهده اینجا کلیک کن


+ نوشته شده در  88/03/08ساعت   توسط  یدالله صحنه 

 

 

 

دو کتاب شعر عیدی اونق

 

۱)  پورصات لار

 

۲)  سوسیزبیتن گول لار


+ نوشته شده در  88/03/05ساعت   توسط  یدالله صحنه 
 

                   دود و دم

اینجا همه دود ودم گرفته است، برو

دل یکسره رنگ غم گرفته است، برو

 

امروز کمی اتاق مقبوض شده است

 من نیزازاین دلم گرفته است، برو

 

چون شیشه ی غم گرفته با شعله ی تار

 این آینه ی تو هم گرفته است، برو

 

مردان نبرد را دراین مهلکه ها

با سادگی او دوخم گرفته است، برو

 

سنجاق وچراغ وسیم وسیگار...و دود

کی بهره از این رقم گرفته است؟ برو

 

آن رنگ شبانه ی جهان سکرات

شعرت به "خدا قسم "گرفته است، برو

 


+ نوشته شده در  88/02/31ساعت   توسط  یدالله صحنه  | 
 

         یاغشی سوز تاپماسانگ اوتور صم بولیپ

متأسفانه اخیراً کسانی پیدا شده اند که دست به ترجمه اشعار مختومقلی فراغی زده در مراسم این بزرگوار قرائت می نمایند که بنده با شنیدن ویا خواندن ترجمه آنها که گاها در نشریات ،کتاب ویا سایت ها نیز دیده می شود، بسیار تأسف می خورم. قطعاً این گونه افراد به فکر خدمت به فرهنگ وادبیات ترکمن نیستند.علّت این کار، نداشتن مهارت کافی در ترجمه اشعار است .

مهارت ،تسلط داشتن به زبان ترکمنی نیست؛بلکه در کنار این، آگاهی از زبان ادبی وعرفان واندیشه های اونیز شرط اساسی است.زبان هر ملتی نماد فرهنگ آن ملّت است.هر زبانی برای خود سنبل هایی دارد. ترجمه کاری دشوار وگاهی محال است. مخصوصاً ترجمه اشعار  شاعری که مملوازصناعات ادبی باشد.

به فرض مثال "سگ" در زبان بعضی از ملل نماد وفاداری وشرافت می باشد؛ولی در فرهنگ مانشانه ی پستی ونجاست نیز می باشد .در زبان ترکمنی"انر"(شترنر) نماد شجاعت وقدرت می باشد و"مایه"(شتر ماده) نماد زیبایی ورعنایی.فراغی می گوید:"توکل نر بولار اندیشه مایه "که متاسفانه بی هیچ مقدمه ای توسط یکی از ادبای منطقه این گونه ترجمه شده است:"توکل مثل شتر نر است واندیشه مثل شتر ماده " که خواننده از آن منظور فراغی را دریافت نمی کند.

در این مصراع ،مختومقلی اهمّیّت اندیشه را بیان می کند .انر از مایه زاده می شود وتوکل از اندیشه؛یعنی اندیشه مقدّم بر توکّل است.اشعار فراغی مملو از این نماد هاست. ترجمه بدون در نظر گرفتن این گونه نمادها خیانتی بزرگ به شاعر است.

یک قالی ماشینی را در نظر بگیرید. نقوش پشت قالی به علّت چسب های فراوان آن به خوبی نمایان نیست وزیبایی آن به رویه اش نمی رسد.اصل شعر رویه ی قالی است وترجمه مثل پشت آن .البته اگر شعر، شعر خوب باشد چنین خصلتی خواهد داشت نه هر شعری.

ترجمه ی کنایات وضرب المثل ها نیز نیاز به مهارت زیاد دارد.ترجمه این گونه آرایه ها  به توضیحات وتفاسیر آگاهانه نیازدارد.ترجمه یک بیت یا یک مصراع از شعر نمادین در یک سطر نمی گنجد.یافتن معادل ها ی نظیر آن کنایات وضرب المثل ها نیاز به مطالعه زیاد دارد.در غیر این صورت باید به صورت بسیار عامیانه ترجمه شود که چنگی به دل نخواهد زد.ترجمه به سبک وسیاق زبان وعرفان فراغی کاری بس دشوار است پس بهتر است به گفته خود فراغی یا حافظ توجه کنیم که می گویند:

یاغشی سوز تاپماسانگ اوتور صم بولیپ

یا سخن دانسته گو ای مرد بخرد یا خموش

 


+ نوشته شده در  88/02/16ساعت   توسط  یدالله صحنه  | 

 

صناعات ادبی

در ادبیات فارسی، صناعات ادبی یا آرایه‌های ادبی به تناسب‌هایی آوایی یا معنایی گفته می‌شود، که رعایت آنها بر جلوه‌ها و جنبه‌های زیبایی و هنری سخن می‌افزاید.

   لطفاً ادامه ی مطلب را کلیک کن  


ادامه مطلب...

+ نوشته شده در  88/01/28ساعت   توسط  یدالله صحنه 
 

                             جهت مشاهده اینجا  کلیک کن.

                

 


+ نوشته شده در  88/01/03ساعت   توسط  یدالله صحنه  | 
 

دکلمه چند شعر به همراه متن از رباعی سرای بزرگ ترکمن 

اراز محمد شاعری

با صدای دکتر عبدالرحمن دیه جی

اراز محمد شاعری

اراز محمد شاعری زبان شعر نوین را شناخته و برخلاف بسیاری از شعرای همعصر خود که نتوانسته اند قفس سبک و محتوی شعر کلاسیک را بشکنند، در اشعار وی شاعری با چهره ای نو و سمبل نسل جدید مشاهده می شود. هم اوست که اولین رباعیهای ترکمنی را به شعر ترکمن صحرا ارائه کرده که پس از چند دهه گام راسخ دوم آن توسط نازمحمد پقه با مجموعه شعر «سویجک بولسانگ» برداشته شده است.      متن کامل

                                      برای شنیدن اشعار لطفا کلیک کنید

 دکلمه سه شعر از شاعر گرانقدر ترکمن صحرا زنده یاد استاد آهونبر به همراه متن اشعار

با صدای دکتر عبدالرحمن دیه جی

قربانگلدی آهونبر

آهونبر از چهره های شاخص شعر ترکمن با شخصیت فروتن و نرم و ملایمش مخصوصا در میان اهل قلم جوان ترکمن جایگاهی والا و  پدرانه داشت. او حامی و مشوق بزرگ جوانان ترکمن در میدان خلاقیتهای ادبیشان بود، قلبی که وی داشت نماد راستین یک شاعر والااندیش و بلند نظر بود.( متن کامل)

برای شنیدن اشعار لطفا کلیک کنید

منبع:http://drdieji.blogfa.com/


+ نوشته شده در  87/12/26ساعت   توسط  یدالله صحنه  | 
 

       عرفان شاعرانه ی شیخ ابوسعید ابوالخیر

 


+ نوشته شده در  87/12/25ساعت   توسط  یدالله صحنه  | 
  

                  نگاهی به یک شعر از احمد شاملو  

 

   

 

 


+ نوشته شده در  87/12/23ساعت   توسط  یدالله صحنه  | 
 

        انواع قالب هاي شعري

 


ادامه مطلب...

+ نوشته شده در  87/12/19ساعت   توسط  یدالله صحنه 
      

      ترجمه رباعیات خیام به زبان ترکمنی توسط آقای تاقی پورمند

 

                 جهت مشاهده ادامه مطلب را کلیک کنید.


ادامه مطلب...

+ نوشته شده در  87/12/01ساعت   توسط  یدالله صحنه  | 

                           آفت شعر

شعري كه از دل برنخاسته وبا زور تولد يابد وبه قول شاملو باهزار بندوريسمان آن رابه بازار اهل شعر عرضه كنند ،كاملا مصنوعي بوده وچنگي به دل نخواهد زد.شعري كه صرفاجهت رفع تكليف بوده یابرای رسیدن به امری مادّی سروده شده باشد، جاودانه نخواهد بود.اززماني كه يادبودهاي مختوم قلی فراغي ،مسكين قليچ ودیگربزرگان ترکمن دراین خطّه برگزار مي شود، اشعار بعضی از شاعران تركمن دچاراين مصيبت شده است.  شاعران زيادي را مشاهده می کنم كه خودشان را به زحمت انداخته وبه چنين روزهايي آماده مي نمایندتابه اين وسيله به پشت تريبون بروندوخودرامعرفي كنند نه آن بزرگان را. بزرگاني كه درزمان حياتشان شناخته شده اندوتاكنون ارزش كارهاي آنها برجاي مانده است؛ولی متاسفانه، بعضی ها با اندک اطّلاعات برای رسیدن به مقاصدشان این بزرگان را به گونه ای که خودشان می شناسند، معرفی می کنند-یا می شود گفت تحقیر می کنند- که قطعاروح آن انسان های ابدی رامی رنجانند. مسلماشعرهاي اينان نه تنهاخريداري ندارد، بلکه باعث عذاب مستمعين نیز مي شود. اول بايد آثاربزرگان را به دقّت مطالعه كرد . شخصيّتش را به خوبي شناخت .عاشقش شد و سپس نبايد شعر سرود.اگر واقعا عاشقش شده باشي ، شعر از دست و دامانت مي گيرد و قلم به دستت مي دهد كه در موردش بسرايي.

 


+ نوشته شده در  87/11/09ساعت   توسط  یدالله صحنه  | 

- لذت شعر

مادر نه ماه خود را به رنج مي افكند .فشارهاي زيادي براي بقاءنسل خود متحمّل مي شود

وپس از انتظاري طولاني وقتي بچه رابه دنيا  آورد ،درآب نمك شستشوداده وبالباسي

زیبااورامزین می نمایدوسپس از عمق دل نوازشش مي كند.این زمان لذت بخش ترين

 لحظه براي یک مادر است.

لذت بخش ترين لحظه يك شاعرنيز،پس از تولد شعرش است .پس از آرايش ظاهر

وباطن اونفس راحتی مي كشدوبا احساس پيش خود زمزمه مي كند . 

هنر یک مادر به دنیا آوردن ،شستشو دادن ، مزين كردن به لباسي زيبا ونگهداري از آن است.

 لذت شعر در هنر شعر نهفته است. كارشاعر آن گاه كه هنري تر جلوه كند جذبه ولذت 

 بيشتري خواهد داشت.


+ نوشته شده در  87/10/28ساعت   توسط  یدالله صحنه  | 

دوستی از من خواست که شعر را تعریف کنم.

تاكنون كسي از شعر تعريف كامل وجامعي ارائه نداده است. شعر مانند

 عشق بي كران است وهركسي  ازديد خودآن را به گونه اي تعريف مي كند.

شعر از ديد من پروازاست به سوي افقي برتر با بار سنگين شكفتن.

افق برتر"، آزاد شدن ازدردها و تعلقات است.

شعريعني نيروي آزاد كننده. شاعربا آگاهي ، مردم را بابيان هنرمندانه خوداز

 دردهاي نهاني مطلع مي كند.اين بيان هنرمندانه نيروي آزاد كنندگي دارد.

مردم ازرنجي مبهم وناآشنا درد مي كشند.شاعرباكشف اين مسئله ،

درد آنها رافرياد مي كشد.همين فرياد،درمردم نيروئي به وجود مي آورد

كه به آزادي از آن درد منجر مي شود.بيان درديعني مبارزه با درد كه به

 شيوه ي هنري آن پسنديده تر ومؤثرتراست.دردي كه مي گويم فراتر از درد 

 يك جامعه است؛يعني دردي كه جهان با آن مواجه است يا يك مليّت خاص 

 در گوشه اي از جهان. فرخي سيستاني براي رسيدن به عطايا

نتوانسته ازحصاراحساس و ماديات خود فراتر رود ؛ اما شعرهايي كه

خاقاني درحصارسروده ،دردي فراتر ازدرديك جامعه است.

"بارسنگين" ، به رنج افكندن شاعر براي درك وآگاهي دردهاي خاص يك

ملت كه گاهي جهان نیز دچارآن است . بیان هنری شاعر است که باید 

انسان های رنج کشیده  را به آزادي برساند.وقتي درد كشف شود ،

 فكربهبودي درپي داشته وباعث مداواي درد مي شود كه همان " شكفتن"است. 


+ نوشته شده در  87/10/13ساعت   توسط  یدالله صحنه  | 

   

   

  

 قفس سرد

نوري از كلبـــــــه ي ويرانه پديدار شده است

عجبا عشق در اين مهلكه بيـــــــدار شده است

 

وحــشت صبر و افــــــــسردگي حوصـــله ام

آه مرگ است به من نعره ي هشدار شده است

 

پاي شيطان به ميـــــــــان آمد وشد غارتِ دل

عقل ودل آدم وحــوّاي گرفتـــــــار شده است

 

سر سجاده ي فرصــــــــــت بنشينم همه عمر

دل من چند صـباح است كه زنگار شده است

 

حرمتــم مادر درد اســـــت وحريـــــمم  دريا

گرچه توفــــنده ترين درد دل آزار شده است

 

آي گنـــجشك صميـميّت ســــــــــــودا زده ام

قاصد خوش خبرم ضــــامن ديدار شده است

 

پر بگـــير از قفس سرد ستــــــرون چون باز

آســمان من وپرواز تو تــــــــكرار شده است

 

 
 

+ نوشته شده در  87/09/08ساعت   توسط  یدالله صحنه  | 

                      

              سفر خيس

« يك نفر بود مرا از تو حكايت مي كرد»

  صحبت از پرتو كم سوي صداقت مي كرد

 

  با نزول غزل عاطفه، احساس غريب

  آيه ي چشم من آهسته تلاوت مي كرد

 

 گل كه از پاك ترين طايفه ي باغچه بود

 با چمن هاي تو او داشت رفاقت مي كرد

 

 پاي ابهام مرا در سفر تيره ي عشق

 نور لبخند توگهگاه هدايت مي كرد

 

 دل كه در آينه آباد تو ساكن شده بود

 تازه با كوچه ي آيين تو عادت مي كرد

 

 در ميان من وترديد ترك خورده ي ما

 كاشكي آينه اي بود وقضاوت مي كرد

 

 بعدازآن درد كه در باغ جفا ديده ي عشق

 چنگ انداخته تا ريشه سرايت مي كرد،

 

 رفت با خاطره اي خسته به نفرتگه درد

 آن كه از يك سفر خيس روايت مي كرد

 


+ نوشته شده در  87/08/27ساعت   توسط  یدالله صحنه 

صبح روز جمعه 24ابان ماه در مراسمی بیاد ماندنی وخاص در کتابخانه دولت محمد ازادی اق قلا  با شرکت علاقمندان به هنر وفرهنگ از منطقه برگزار شد .بنده یادم هست صبح هایی را که در منزل صاحبان عروسیها بخشی های مهمان اواز ترکمنی خوانده بودند ولی صبح جمعه ای که گذشت تنها صبحی بود که با شاعر وشاعران بودم وشعر را که اجرا می شد شنیدم .مراسم با تلاوت قران شروع شد که ان را هم شاعری از سیمین شهر اقای طریک تلاوت نمودندسپس برگزار کننده مراسم اقای عید محمد میرزاعلی مقدمه کوتاهی عرض نمودهو ضمن تشکر از تشریف فرمایی شهردار و رییس شورا از اقای دکتر شیرمحمدلی تقاضا نمودند که پشت تریبون قرار بگیرند. دکتر رحمن شیرمحمدلی رییس شورای اق قلا در بیاناتی از اهمیت توجه به ادبیات و زبان مادری سخنان خوبی گفتند ومتاسفانه قریب دو سالی که در شورای شهر با مردم اق قلا سر وکار دارم کمتر کسی پی مسایل فرهنگ  و هنر به نزد ما مراجعت کرده است و بیشتر دغدغه های اقتصادی وراه وکوچه و مسایل صنفی بوده است . وایشان اقدام کتابخانه عمومی اق قلا را در برگزاری چنین مراسماتی مثبت ارزیابی کرده وگفتند شاعر بزرگی همچون ستار اقا در بین نه تنها ما اق قلا یی ها ارزشمند است بلکه مایه افتخار  ترکمن صحرا نیز می باشند .سپس  هدیه ای از طرف شورای شهر به شاعر شهرمان اق قلا ایشان تقدیم نمودند.در ادامه برنامه رحمانقلی توماچ یکی از هنرمندان وفعالان فرهنگی منطقه و دنباله رو شعرهای استاد خلیفه بعد از سخنانی از شعر های ساوچی قرایت نمود.سپس مهمان اصلی مراسم خلیفه شاعر ستار سوقی در جایگاه قرار گرفتند وضمن تشکر از تلاشهای مسوولین کتابخانه اق قلا گفتند ابتدا که پیشنهاد برگزاری این مراسم به بنده ارایه شد راضی نبودم تا اسباب زحمت شوم ولی با اصرار دوستان قبول کردم و در طول روزهای گذشته با خود می گفتم که  ایا بنده محبت های مردم را چگونه با اثر های خودم می توانم جبران نمایم ومن هم برای کامل شدن کار هایی دارم که انجام باید بدهم.در میانه مراسم هدیه یاد بودی نیز از طرف رییس خانه هنرمندان اق قلا اقای رضا کلته به شاعر سوقی تقدیم شد . همچنین دقایقی امام جمعه شهرستان اق قلا اقتای عبدالحی  اخوند میرزاعلی مهمان مراسم بودند که چون جمعه بود ایشان وهمراهان  از جلسه خداحافظی نمودند.همچنین مسوول  کتابخانه عمومی اق قلا اقای میرزاعلی ضمن تشکر از تشریف فرمایی دکتر بغداد شیرمحمدلی به اتفاق دخترشان " مایسا شیرمحمدلی " که استعداد نویسندگی وشاعری دارند  خبر دادند که کتابی  با نام  "مبین " که نویسنده ان  خانم مایسا شیرمحمدلی می باشند چاپ ونشر گردیده است .در اواخر برنامه شاهد دوتار نوازی رحمانقلی توماچ و حاج قوات شاد دل از امچلی بودیم.

 

عكس ستار سوقي

 ستار سوقي

(دكتر بغداد شيرمحمدلي)

جمع حضار

جمع حضار

طريك

 منبع:http://www.olkamiz.com اولكاميزآق قلا


+ نوشته شده در  87/08/27ساعت   توسط  یدالله صحنه  | 
 

مژده به دوستداران شعر وشاعري

كتابخانه ي عمومي دولت محمد آزادي شهرستان آق قلا به مناسبت هفته كتاب برگزار مي نمايد.

روز به ياد ماندني با حضورشاعرصحرا

                                 ستار سوقي(ساوچي)

جلسه پرسش وپاسخ

زمان :جمعه۱۳۸۷/۰۸/۲۴

ساعت ۹صبح

مكان كتابخانه ي عمومي دولت محمد آزادي آق قلا


+ نوشته شده در  87/08/22ساعت   توسط  یدالله صحنه  | 

 گزارش سفر به كاظم خوجه

شب ازهيجان خواب خوشي نداشتم.بالاخره ساعت 5 صبح ، زنگ ساعت  مرا از خواب بيدار كرد.بعدازصرف صبحانه راهي مكان مقرريعني كتابخانه شدم. دوستان جمع شده بودند.جمعا بيست نفري مي شديم.عكاس وفيلمبردار هم همراه ما بود. تا شهرستان گنبد مناظر تكراري وخسته كننده بود.از شهرستان كلاله كه گذشتيم مناظر ديدني تر مي شد.مخصوصا تپه هاي بلند وسرسبز.گندم زارهايي كه زير پرتو خورشيد رنگ دل پذيري داشتند. درّه هاي عميق وبا شكوه كنار جاده وچشمه سارهاي روان و....


ادامه مطلب...

+ نوشته شده در  87/08/20ساعت   توسط  یدالله صحنه  |