يك: اين روزها بازار چاپ كتب شعري داغ است كه عمدتاً اشعار ترجمه شده و نو جايگاه خاص خودشان را دارند. هرچند در ميان اشعار نوي به چاپ رسيده، بسيار ديده مي شوند اشعاري كه از محتوا و صلابت زباني و ريتمي خوبي برخوردارند و بايد آنها را در زمره اشعار ماندگار به حساب آورد. اما هستند اشعاري كه در قالب، زبان و محتوا بسيار ضعيف هستند و اين قبيل اشعار عمدتاً با سرمايه خود شاعر و در تيراژهاي دو تا سه هزار تايي به چاپ مي رسد كه نوبت چاپ آنها هم در همان اولين نوبت به پايان مي رسد.
    دو: چندي پيش در يكي از مجلات مصاحبه با يك شاعر جوان را مي خواندم كه او به ضرورت سرايش شعرش و نيز چاپ آن اشاره كرده بود. گويي اين شاعر جوان را كه اشعارش به ظاهر به سبك شعر موج نو بود، به دنبال يك سلسله خواهش ها و شايد هم اصرار و پافشاري ها دست به سرايش و چاپ اثرش زده بود. چون لابه لاي صحبت هايش واژگاني چون «چاره اي نبود...»، «بايد مي سرودم...»، «بايد چاپ مي شد...»، «هنگام چاپ كردن راه پس نبود...» بسيار به چشم مي خورد. مشتاق شدم تا چند قطعه از اشعارش را بخوانم. اما آن چند قطعه كوتاه را هرچه خواندم و هر چقدر در معاني آن غور كردم، چيزي دستگيرم نشد. پس در عالم حيرت و تعجب تصميم گرفتم مقاله اي را در باب شعر موج نو به نگارش درآورم تا اين گونه بسياري از ابهامات از بين برود.
    قبل از آن كه به سراغ شعر موج نو برويم، بهتر است نكاتي را در باب شعر نيما و پس از آن بيان كنيم و سپس راجع به شعر موج نو سخن بگوييم. همانطور كه مي دانيم از عمر شعر نوي نيمايي كمتر از صد سال مي گذرد و طي اين مدت دچار تغييرات اساسي و عمده اي شده است. به طور كلي شعر نو در سه محور حركت مي كند؛ شعر نوي نيما با شاعراني شاخص چون «سهراب سپهري»، «مهدي اخوان ثالث» و شعر سپيد با شاعراني چون «علي موسوي گرمارودي» و شعر موج نو با شاعراني چون «احمدرضا احمدي»، در اين ميان شعر نوي نيما وزن دارد. به سنت شاعران كهن، به زيبايي كلام و عمق محتوا قائل است. اما مصراع ها كوتاه و بلند است و قافيه در آن جايگاهي ندارد، چون اين شعر از «نيما يوشيج»:
    «مي درخشد شب تاب (فاعلاتن فعلن) نيست يك دم شكند خواب به چشم كس و ليك (فاعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن) غم اين خفته چند (فعلاتن فعلن) خواب در چشم ترم مي شكند (فاعلاتن فعلاتن فعلن)»
    از آن طرف شعر سپيد است كه مشهور به شعر بي وزن مي باشد. در آن قافيه كمتر به كار مي رود و كاربردش بستگي به احساس و انديشه شاعر دارد. هرچند وزن عروضي ندارد، اما ريتم موسيقي خاص در آن برقرار است كه همين امر آن را از نثر جدا مي سازد، بندها در آن نظم خاصي ندارند؛ و نيز كوتاه و بلندي مصراع ها هم از نظم ثابتي برخوردار نيستند. قافيه و رديف را نيز معنا و احساس و انديشه گوينده تعيين مي كند و محدوديت هاي شعر كلاسيك و آزاد را ندارد. از همه جالب تر آن كه زبان محاوره و فرهنگ عامه مردم در آن بسيار است، چون اين قطعه شعر از «علي موسوي گرمارودي» در توصيف خصايص امام علي(ع): «پيش از تو هيچ اقيانوسي را نمي شناختم/ كه عمود بر زمين بايستد/ پيش از تو، هيچ خدايي را نديده بودم/ كه پاي افزاري وصله دار به پا كند/ و مشكي كهنه بر دوش كشد/ و بردگان را بردار باشد...»
    نوع سوم شعر كه مورد بحث ماست، شعر موج نو مي باشد. زايش اين نوع شعر سال 1340 هجري شمسي است كه در پيدايش آن افرادي چون «احمدرضا احمدي» با سرايش مجموعه شعري چون «طرح» تاثيرات فراواني داشته اند. اما نقطه آغازين اين نوع شعر، فردي به نام «تندركيا» بود كه با انتشار بيانيه اي با عنوان «جنبش ادبي شاهين» به تصور خودش به حيات شعر سنتي خاتمه داد و با نام نهادن اشعار منثورش تحت عنوان «شاهين» خودش را مبدع شعر موج نو دانست. البته ناگفته نماند افراد ديگري چون «علي شيراز» با نام مستعار «شين. پرتو» نيز پس از بازگشت از فرانسه با سرودن مجموعه هايي نظير «سمندر» و «دختر دريا» نشان دادند كه اين نوع شعر، تحت تاثير اشعار سپيد فرانسوي است. اما اوج اين حركت به ظاهر ادبي، تلاش هاي شخصي به نام «هوشنگ ايراني» بود كه به خاطر آشنايي با ادبيات اروپا مجموعه اشعاري به اسم «بنفش تند بر خاكستري» و «شعله اي پرده را گرفت و ابليس به درون آمد» باعث تعجب و حتي انتقاد همگان شد، آن طور كه پس از گذشت سال ها، شعر «كبود» او كه به نام «جيغ بنفش» مشهور شد، انتقادات بسياري را بر خود داشته است. بايد گفت نام موج نو را شخصي به نام «فريدون رهنما» با وام گرفتن از نام سينماي نوي فرانسه كه آن روزها در ايران طرفداراني داشت، براين گونه شعري نهاد.
    هرچند گفته مي شود شعر موج نو، نه آهنگ دارد، نه قافيه و نه وزن عروضي و فرق آن با نثر در تخيل شعري است و نيز اين شعر به دشواري و پيچيدگي مشهور است، اما سواي آنچه عنوان شد، در اين نوع شعر و با توجه به اشعار اغلب شاعران آن، ويژگي هاي ديگري نيز نمودار است، ويژگي هايي چون جدا بودن زبان و كلمات از خود كلمات، به آن صورت كه لزومي ندارد كلمات در دل شعر عمق معنايي داشته باشند، همچنين ايجاد فضاي كلي و ذهني در كلمه به كلمه شعر كه همين موضوع باعث مي شود تا اغلب هواداران اين قالب شعري بر نظريه «هنر براي هنر» تاكيد كنند؛ يعني به زبان ساده تر در اين نوع شعر، در بسياري موارد ديده مي شود شاعر براي آن كه اجتماع گرا باشد و به اين فكر كه مخاطب از شعر او چه مي فهمد، فردگراست است و به قولي فرماليسم يا شكل گرايي را بر محتواگرايي اش ترجيح مي دهد. از آن طرف بسياري از كارشناسان شعر و ادب براين عقيده اند كه درست است از ويژگي هاي شعر موج نو، دشواري و پيچيدگي كلام است، اما همين امر باعث مي شود برخي از شاعران اين نوع ادبي حرف هاي عجيب و غريب، پيچيده، معماگونه وحتي غيرمتعارف را بيان كنند؛ چنانچه مخاطب پس از خواندن اين قبيل اشعار به جز اشباح و اشياي نامشخص و بي شكل چيزي در ذهن خود تداعي نمي كند. جالب تر آن كه برخي از شاعران حوزه شعر نو تصور مي كنند هرچقدر كلام به سوي پيچيدگي رود و هر چقدر تعقيدات لفظي و معنوي؛ استعمال انواع اضافه ها زيادتر شود، اين خودش كمال و پختگي شعر است و اين خود نوعي برداشت شعري از مكتب دادائيسم است، يعني سخني بر زبان جاري شود تا اين گونه هركسي نتواند معنا و مفهوم اين سخن را بشناسد و شعر براي خواص مي شود آن هم خواصي كه با شاعر هم عقيده باشند. يكي از علل پيدايش شعر موج نو و در لفافه سخن گفتن شاعران اين قالب شعري جو حاكم بر دهه سي بود كه شاعران را مجبور مي كرد به نوعي به شكل تقليدي شعر بگويند و يا اين كه به خاطر فضاي سانسور دوران ستمشاهي، اغلب شاعران تلاش مي كردند تا ابهام گويي را در شعر خودشان گسترش دهند. پس در اين دوران است كه برخي شاعران تصور مي كنند تنها راه نجات از اين فضاي ايجاد شده پناه بردن به دنياي گنگ و پر از ابهام اين نوع شعر است.
    به هر شكل شعر موج نو، يكي از قالب هاي شعري است كه اين روزها براي خودش طرفدراني دارد. هرچند برخي از شاعران اين نوع شعر حرفي براي گفتن ندارند و تنها با واژگان نامربوط مي خواهند حرفي زده باشند. چه خوب است قبل از آن كه كتاب شعري به زير چاپ برود و به دنبالش در شكل كلان توزيع شود، ضمن بررسي محتواي شعر، ساختار نيز هدف بررسي قرار گيرد تا اين چنين پهنه شعر وادب فارسي و آن همه افتخارات ادبي گذشته، با ورود اشعاري گنگ، نامفهوم و به طوركلي ضعيف زيرسوال نرود و طراوت ادبيات فارسي همچنان بپايد.

منبع:http://www.magiran.com



تاريخ : Tue 11 May 2010 | 7:43 PM | نویسنده : یداله صحنه |
.: Weblog Themes By VatanSkin :.